کتابخانه کوچک ما (۲)

این هم لیست کتابهایی که اخیرا خوانده ام ( به ترتیب زمانی ).  شاید شما هم یکی از آنها را خوانده باشید که در این صورت خودش می شود یک حسن تصادف! این لیست به مرور کامل تر می شود.

 

کوه پنجم: پائولو کوئیلو / ترجمه: طاهره صدیقیان

غرور و تعصب: جین آستن / ترجمه: شمس الملوک مصاحب

جزیره یخبندان: ژول ورن / ترجمه: عنایت الله شکیباپور

سراب: مه دخت کشکولی

مشکل اساسی در سازمان روحانیت: استاد مرتضی مطهری

 پیشرفت سریع اسلام: دکتر واگلیری / ترجمه: سید غلامرضا سعیدی

پل: مجموعه خاطره دفاع مقدس

مصدق، از حمایت تا خیانت: دکتر عبدالحمید دیالمه

کوروش دروغین و جنایتکار: صادق خلخالی

وقتی که من بچه بودم: اریش کستنر / ترجمه:حسین نقشینه

تس دوربرویل: تامس هاردی / ترجمه: ابراهیم یونسی

دوشس و جواهر فروش و ۶ داستان کوتاه دیگر / ترجمه: محمد علی مختاری اردکانی

ذهنیت و زاویه دید: علی صفایی حائری ( عین صاد )

تلخه نارنج: کامران نجف زاده

چراغ ها را من خاموش می کنم: زویا پیرزاد- نشرمرکز/ چاپ هجدهم ۱۳۸۳

سخنرانی را توانا شویم: دکتر رجبعلی مظلومی / چاپ دوم ۱۳۷۳

اصلاح طلبی: دکتر علی مطهری / انتشارات صدرا                                                                                                                  
نبرد با شیاطین۱: لرد لاس / دارن شان / ترجمه: فرزانه کریمی / چاپ اول ۱۳۸۴
پرواز کن پرنده کوچکم / نجاتی جومالی / ترجمه: رضا سید حسینی/ چاپ دوم ۱۳۸۴
نگارش نمایشنامه رادیویی / کیث ریچاردز / ترجمه: مهدی عبدالله زاده / چاپ اول ۱۳۸۱

 



کتابخانه کوچک ما (۱)

پسرخاله ای دارم که هروقت به خانه مان می آید یکراست به سراغ کتابخانه کوچکمان می رود و سراغ کتاب تازه می گیرد. یکی از روزهای اول ماه دی که آمده بود، گلایه کرد که: تمام کتابهایتان را خوانده ام و هر کتابی که از کتابخانه تان بر می دارم تکراری به نظر می رسد! البته او کمی اغراق می کند. چرا که تمام کتابها را نخوانده، فقط تمام آنهایی را که مورد علاقه ش بوده خوانده. خلاصه این ماجرا گذشت تا یکی دو هفته بعد از آن که او دوباره آمد. آن روز اتفاقا روزی بود که کتابخانه مان پذیرای سه کتاب جدید بود. چرا که خواهرم در مسابقه جدول سروش نوجوان برنده شده بود و آنها به عنوان هدیه سه کتاب فرستاده بودند: 

رضا، رضا (فریبا کلهر)،

 پرواز کن پرنده کوچکم ( نجاتی جومالی، نویسنده معاصر ترکیه)

 نگارش نمایشنامه رادیویی (کیت ریچاردز – ترجمه: مهدی عبدالله زاده).  

کتابها را با افتخار به پسرخاله م عرضه کردم اما هیچ کدام را نپسندید. نمی دونم چرا این روزها گیر داده که من کتاب در مورد "جن" می خوام!  ولی خود من از بین کتابها، نگارش نمایشنامه رادیویی را پسندیدم.



عنوان با خودتان

سر جلسه امتحان زبان شناسی بودیم. در یکی از سؤالها کلمه ای بود که طبق متن کتاب نبود. در واقع کلمه readings که در سؤال آمده بود، در متن کتاب meanings آمده بود. هرچند به مفهوم جمله خللی وارد نشده بود، با اینحال خواستم نظر استاد را نیز بدانم. دست بلند کردم و استاد را به حضور طلبیدم! پرسیدم: استاد! این کلمه به نظر نمی رسد اشتباه تایپی باشد، فقط آنی نیست که در کتاب بود. استاد نگاهی به سؤال انداخت و گفت: بله، متوجه شدم. کلمه معادلی است برای کلمه ای که در کتاب آمده بود. سپس دهان مبارک را به گوش چپ اینجانب نزدیک نموده فرمودند: من شماره شناسنامه پسرم یادم بره، این یادم نمی ره! سری تکان دادم و خندیدم. استاد هم رفت تا پاسخگوی دیگر دانشجویان باشد. دقایقی بعد استاد آمد بالای سرم بی آنکه او را به حضور طلبیده باشم! گفت: معذرت می خوام و خودکار را از دستم گرفت و کلمه ای را در برگه سؤالاتم اصلاح کرد. ( این کلمه غیر از کلمه ای بود که شرحش رفت.) باریف استاد این اصلاح را برای بقیه بچه ها هم انجام داد. اصلاح چه بود؟ کلمه quality به کلمهquantity  اصلاح شد تا ..... . تا چی؟ ای بابا! همه را که من دارم می گویم. شما که عنوان را خودتان گفتید، این را هم خودتان بگویید! قبول؟ باشه؟ ... قبول باشه!