نیاز

آخرین فیلم درست و حسابی که این روزها دیدم، فیلم نیاز ساخته آقای علیرضا داوونژاد بود. قبلا هم این فیلم را دیده بودم ولی خیلی از تصاویرش از صفحه ذهنم پاک شده بود. دو پسر نوجوان در تلاش برای کسب کار با هم درگیری هایی پیدا می کنند و با لهجه قشنگشان فیلم را بسیار دیدنی می کنند. خانم شهره لرستانی در این فیلم اولین نقش خود را بازی می کنند. بازی آقای محمدرضا داوودنژاد نیز دیدنی است.

نیاز

خلاصه داستان:
نوجوانی به نام علی پس از مرگ پدر تصمیم می گیرد سرپرستی خانواده اش را به عهده بگیرد. به همین منظور در چاپخانه ای مشغول به کار می شود. در آنجا رقیبی دارد که کشمکش هایش با او زمینه بلوغ فکری و روحی اش را فراهم می آورد.



آخرین فیلمی که دیدم

باج خور، با بازی فریبرز عرب نیا و نیکی کریمی

برگ برنده، با بازی فریبرز عرب نیا و باران کوثری

شام عروسی: امین حیایی در نقش پدری نسبتا متعصب که دخترش قصد ازدواج دارد در کنار نیکی کریمی در نقش مادر که خیلی باز برخورد می کند. بهترین صحنه فیلم از دید من صحنه ای است که در آن، امین حیایی که به جای قرص سر درد، قرص اکس خورده شروع به حرکات موزون می کند و با محمدرضا گلزار تصادف می کند و حرکاتی که در فیلم کما هم دیده بودیم را تکرار می کنند. خیلی جالب است. چند تا عکس هم از این فیلم آپلود کردم که لینک هاش را اینجا می گذارم تا اگر خواستید ببینید.   

نیکی کریمی    امین حیایی      مارال فرجاد    پویا امینی  محمد رضا گلزار   حیایی و کریمی 

  

گنج گمشده: این فیلم هم هیجان داشت، هم طنز. بد نیست خلاصه فیلم را بدانید:

در طی تعقیب و گریز سارقین یک موزه،  مقداری از اشیاء عتیقه از کامیون سارقین به زمین می افتد. در یکی از تابلوهای نقاشی قسمتی از یک نقشه گنج (که جاسازی شده بود) پیدا می شود. "کارل مک براید" (یک مامور پر جنب و جوش پلیس) مامور کشف رموز نقشه مزبور می شود. وی برای این کار به نزد برادرش "برایان" می رود. آنها پی می برند که نقشه گنج مربوط به "کریستوفر کلمب" بوده و گنج نیز در "پاناما" و در جزیره ای به نام "ایلاداماس" پنهان است. در این میان تبهکاری به نام "ریکاردو آرترا" نیز با داشتن قسمت دیگر نقشه خواهان آن گنج است، ولی .....           

 

شوخی: همزمان با تایپ این مطالب، فیلم شوخی از شبکه اول سیما پخش می شود که آن را نیز می بینم. فیلم بر اساس داستان قهرمان اثر استیون فریزر و با بازی پرویز پرستویی،  فاطمه معتمد آریا و حبیب رضایی ساخته شده است. بهترین سکانس فیلم، آخرین سکانس آن است که پرستویی و رضایی باز همان آدمهای بی پول و دوستهای سابق می شوند.

 

کفشهای میرزا نوروز: فیلم تولید سال ۶۴ است به کارگردانی محمد متوسلانی، با هنرنمایی محمد علی کشاورز، علیرضا نصیریان، سعید امیر سلیمانی، زهرا برومند، عزت الله رمضانی فر، محمد ورشوچی و ... . این فیلم سراسر طنز است و نقدهای اجتماعی هم در آن زیاد دیده می شود. صحنه های جالب زیاد دارد، مخصوصا صحنه ای که آن دو روستایی  به شهر می آیند و وقتی می بینند قرار است کسی را اعدام کنند، می گویند: شهر عجب جایی است. در آن آدم اعدام می کنند! خلاصه فیلم از این قرار است: میرزا نوروز عطار، حاضر نیست کفشهای خود را که هفت لایه وصله خورده و مدت هاست غیر قابل استفاده شده دور بیندازد و کفش های نو بخرد. مردم شهر، میرزا را به دلیل کفشهای مندرسش مسخره می کنند و زن و فرزندان و عروس و دامادش به این دلیل او را ترک می کنند. اما میرزا که خود را یکه و طرد شده می بیند با اکراه به خریدن کفش های نو رضایت می دهد؛ اما این بار کفش های کهنه هستند که او را رها نمی کنند. زمین، آسمان، دریاچه، چاه آب و خرابه های شهر کفش های میرزا را نمی پذیرند و هر بار به شکلی جنجال آفرین کفش ها به او باز گردانده می شوند و مشکلات و دردسرهایی برایش پدید می آورند. حاکم شهر حکم به قصاص او می دهد، اما در واپسین لحظه از مرگ خلاصی می یابد و به خواست خودش و حکم حاکم کفش ها در آتش سوزانده می شوند و میرزا نزد همسر و فرزندان خود باز می گردد .

 

شهر زنان: با بازی رامین راستاد، مریم سعادت، چکامه چمن ماه و دیگران. کارگردان: عطاءالله حیاتی. خلاصه: خبر قبولی مهتا در رشته پزشکی همه اهالی روستا را شاد می کند، به جز زن عمویش ملوس خانم...