خانه عناوین مطالب تماس با من

هَه‌والْ یـعـنـی دوسـت‌

هَه‌والْ یـعـنـی دوسـت‌

روزانه‌ها

همه
  • محمد وجدانی
  • هه‌وال یعنی دوست کانون همدلی کرمانج‌ها
  • بچه که بودم... (انگلیسی)

پیوندها

  • حرف‌های جوانی
  • روستای قِلّی
  • فاروج

دسته‌ها

  • هَه‌والْ نوشته 38
  • موفقیت 4
  • اینجا وقت خنده 1
  • کتاب و کتاب‌خوانی 9
  • خبرهایی از دانشگاه 11
  • فیلم و سریال 3
  • حُسنِ تصادف 3
  • تلخ و شیرینِ گذشته 2
  • دین و فرهنگ 3
  • کودک و نوجوان 5
  • سیاست 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • شوخی
  • دویدم و دویدم
  • مؤدب باشیم
  • چوپان و گوسفندان
  • همیشه امید داشته باش!
  • حکمتهای نهج البلاغه(۲)
  • خاطره ای از آزاده بسیجی
  • آلبرکامو و شهدا
  • آیا تاریخ تکرار می شود؟
  • همیشه می گفت
  • بنده و معبود
  • موى سبیل ببر
  • عباس یمینی شریف
  • چند زبانگی مردم توکانا
  • نشریات عامه پسند
  • اینترنت در تقابل با روزنامه ها
  • ابن سینا
  • راه رفتن روی آب
  • تکه‌های ورزشی
  • بهترین نصیحت ورزشی

بایگانی

  • خرداد 1391 20
  • آبان 1387 1
  • مرداد 1387 1
  • خرداد 1387 1
  • اردیبهشت 1387 1
  • فروردین 1387 2
  • اسفند 1386 3
  • دی 1386 1
  • آذر 1386 2
  • آبان 1386 2
  • شهریور 1386 3
  • مرداد 1386 7
  • تیر 1386 2
  • خرداد 1386 1
  • اردیبهشت 1386 4
  • فروردین 1386 5
  • اسفند 1385 2
  • بهمن 1385 2
  • آذر 1385 3
  • آبان 1385 1
  • مهر 1385 4
  • شهریور 1385 2
  • مرداد 1385 4
  • تیر 1385 2
  • خرداد 1385 1
  • اردیبهشت 1385 1
  • اسفند 1384 3
  • بهمن 1384 1
  • دی 1384 1
  • آذر 1384 7

آمار : 211883 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • شوخی سه‌شنبه 16 خرداد 1391 15:42
    گویند در قدیمهای زمان، یا همان زمانهای قدیم، که هنوز اتوبوس اختراع نشده بود، یک روز کلاغی و روباهی و اردکی سوار هواپیما شدند تا از بلخ به بخارا سفر کنند. هر سه هم جوان بودند، هم اهل شوخی. با خود گفتند: بیایید مهماندار را اذیت کنیم! پس، کلاغ دکمه مخصوص احضار مهماندار را فشار داد. چراغ بالای سرش روشن شد. بانوی مهماندار...
  • دویدم و دویدم سه‌شنبه 16 خرداد 1391 15:30
    دویدم و دویدم سر کوهی رسیدم دو تا خاتونی دیدم یکیش به من آب داد یکیش به من نون داد نونو خودم خوردم آبو دادم به زمین زمین به من علف داد علفو دادم به بزی بزی به من پشگل داد پشگلو دادم به نونوا نونوا به من آتیش داد آتیشو دادم به زرگر زرگر به من قیچی داد قیچی رو دادم به خیاط خیاط به من قبا داد قبا رو دادم به ملا ملا به من...
  • مؤدب باشیم سه‌شنبه 16 خرداد 1391 15:27
    یکی از شاعران معاصر جهان که برای بچه ها خیلی شعر گفته " کارل سند برگ " است. او از مردم آمریکاست. ترجمه یکی از شعرهایی را که برای بچه ها گفته با هم می خوانیم: ما باید مؤدب باشیم (۱) اگر ما با یک گوریل ملاقات کردیم چه کار باید بکنیم؟ اگر دلمان خواست، می توانیم دو کار انجام بدهیم: یا خیلی خیلی محترمانه با گوریل...
  • چوپان و گوسفندان سه‌شنبه 16 خرداد 1391 15:23
    یک روز چوپانی می خواد لج گوسفندانش را دربیاورد، آنها را می برد روی چمن مصنوعی!
  • همیشه امید داشته باش! سه‌شنبه 16 خرداد 1391 15:21
    به «لوئیزا مى آلکوت» نویسنده کتاب زنان کوچک پیشنهاد شد که به جاى نویسندگى بهتر است برود در خانه کلفتى کند! بتهوون نمى توانست ویولون را درست در دستش نگه دارد و ترجیح مى داد به جاى پیدا کردن مهارت در نوازندگى، آهنگ هایى را تصنیف کند. معلم موسیقى او اعتقاد داشت که او «هیچى» نمى شود! پدر و مادر خواننده مشهور اپرا، «انریکو...
  • حکمتهای نهج البلاغه(۲) سه‌شنبه 16 خرداد 1391 14:10
    ارزش تداوم عمل: کار اندکی که ادامه یابد، از کار بسیاری که از آن به ستوه آیی امیدوار کننده تر است. (حکمت۲۷۸) ضرورت استفاده از فرصتها: آنان که وقتشان پایان یافته خواستار مهلتند، و آنان که مهلت دارند کوتاهی می ورزند! (حکمت۲۸۵) ضرورت پرهیز از جدال و درگیری: هر کس که از آبروی خود بیمناک است، از جدال بپرهیزد.(حکمت۳۶۲) سخن...
  • خاطره ای از آزاده بسیجی سه‌شنبه 16 خرداد 1391 14:08
    در کمپ ۷ به ذهنم رسید که برادرانم علی و داوود را برای رفتن به جبهه ترغیب کنم. با توجه به اینکه تنها راه انتقال پیام استفاده از نامه بود، بعد از مدتها فکر کردن، استفاده از کتاب الهی را _ که به حق حیات معنوی ما در دوران اسارت مدیون تمسک به آن و عمل به دستورات آن بود _ انتخاب کردم. لذا در نامه ای خطاب به برادرانم نوشتم:...
  • آلبرکامو و شهدا سه‌شنبه 16 خرداد 1391 14:07
    آلبر کامو (نویسنده فرانسوی): شهدا مجبورند بین دو راه یکی را انتخاب کنند: یا فراموش شوند و یا مورد سوء استفاده قرار بگیرند.
  • آیا تاریخ تکرار می شود؟ سه‌شنبه 16 خرداد 1391 14:07
    هرچند بسیار گفته و می گویند که تاریخ تکرار می شود اما واقعیت این است که تاریخ هرگز تکرار نمی شود. چراکه وقایع تاریخی به لحاظ فضای زمانی و مکانی و عوامل و عناصر درگیر هرگز تکرار پذیر نیستند و هر رویداد تاریخی منحصر بفرد بوده و قابل اطلاق به دیگر زمانها و مکانها نمی باشد. از این رو شبیه سازی تاریخی در تحلیل حوادث و...
  • همیشه می گفت سه‌شنبه 16 خرداد 1391 14:01
    منوچهر نوذری همیشه می گفت: وقتی شادی، آرام بخند تا غم بیدار نشود. وقتی غمگینی آرام گریه کن تا شادی نا امید نشود.
  • بنده و معبود سه‌شنبه 16 خرداد 1391 13:33
    گویند که چون حضرت موسی به مناجات می رفت هر کس از بنی اسرائیل پیغامی از زبان او به حضرت عزت می فرستاد. روزی جوانی را ملاقات نمود. جوان گفت: " یا موسی به مناجات می روی پیغام من به او برسان و بگو که فلان بنده می گوید که من ربوبیت تو نمی خواهم و اگر رازق تویی رزق من نفرست و من ننگ می دارم از بندگی تو و هرگز به...
  • موى سبیل ببر سه‌شنبه 16 خرداد 1391 13:28
    قصه اى از فرهنگ عامه ‌ی کره یک روز صبح زود، یک زن جوان، نفس زنان از کوهى بالا رفت و خود را به کلبه پیرمرد کوه نشین رساند. پیرمرد به انجام کارهاى بزرگ شهرت داشت. موقعى که یون اوک، وارد خانه پیرمرد ش د ، او بى آن که چشم از آتش اجاقش بردارد، گفت: " واسه چى اومدى اینجا؟ " یون اوک گفت: " اوه! اى مرد بزرگ! من...
  • عباس یمینی شریف سه‌شنبه 16 خرداد 1391 13:11
    ۲۸ آذرماه سالروز درگذشت عباس یمینی شریف بود. همان که اولین کتاب فارسی ابتدایی را نوشته. او بخش اعظمی از زندگی اش را وقف کودکان فارسی زبان کرد، جلوی همه آنهایی که می گفتند شعر باید خیال انگیز باشد و زبانی پر از ایهام داشته باشد ایستاد، برای بچه ها به زبان کودکانه خودشان شعر نوشت، کتاب ترجمه کرد،‌مجله ( کیهان بچه ها )...
  • چند زبانگی مردم توکانا سه‌شنبه 16 خرداد 1391 13:01
    مردم توکانا ( مرز میان کلمبیا و برزیل ) چند زبانه هستند. مردان قبیله باید با کسانی ازدواج کنند که دارای زبانی متفاوت از خود هستند. زیرا ازدواج با زنان هم زبان، زنا تلقی می شود! در هنگام ازدواج، زنان به خانه ی مردان نقل مکان می کنند.
  • نشریات عامه پسند سه‌شنبه 16 خرداد 1391 12:59
    مطبوعات عامه پسند، ترجمه ی Popular Press ، و روزنامه نگاری عامه پسند، ترجمه ی رایج کلمه ی انگلیسی Popular Journalism است. از نشریات و روزنامه نگاری عامه پسند با تعابیری چون " روزنامه نگاری زرد " نیز یاد می کنند که البته دارای بار منفی است. همچنین این نوع نشریات به خاطر قطع فشرده و کوچکی که دارند، به "...
  • اینترنت در تقابل با روزنامه ها سه‌شنبه 16 خرداد 1391 12:57
    شاید در دنیای امروز ظهور اینترنت بیش از آن که دولت مردان و حاکمان را به خطر انداخته باشد، لبه ی تیز خود را متوجه روزنامه ها کرده است؛ روزنامه، رسانه ای که یک بار پیش از این نیز یعنی همزمان با تولد تلویزیون این خطر را احساس کرده بود و با تمرکز بر وجه تحلیلی خود توانسته بود از این رقابت پیروز بیرون بیاید. اما بر خلاف...
  • ابن سینا سه‌شنبه 16 خرداد 1391 12:48
    ابن سینا، ابو علی حسین بن عبدالله(۴۲۸­۳۷۰ ه.ق) در دهستان افشنه خراسان بزرگ متولد شد. او بزرگ ترین فیلسوف و پزشک مسلمان ایرانی قرن چهارم و پنجم می باشد. نوشته های مهم ابن سینا، شفا، قانون – در پزشکی-، اشارات، نجات، و دانشنامه علایی- به فارسی- است. آرامگاه وی در شهر همدان می باشد. ابن سینا گاه به گاه به شعر روی می آورده...
  • راه رفتن روی آب سه‌شنبه 16 خرداد 1391 12:01
    باب پیزلی (در مورد مهاجمان): اگر به منطقه جریمه رسیدی و توپ زیر پای تو بود و نمی‌دانستی با آن چه کنی، توپ را وارد دروازه کن، بعد با هم در مورد این که بهتر بود چه کار کنی صحبت می‌کنیم. برتی فوگتس (در مورد انتقادات بی حد از او): فکر می‌کنم حتی اگر این قدرت را داشتم که روی آب راه بروم، باز هم آنها می‌گفتند من چون بلد...
  • تکه‌های ورزشی سه‌شنبه 16 خرداد 1391 12:00
    لوئیس آراگونس : "اگر گتوزو بازیکن بزرگی است، پس من هم پاپ هستم!" گتوزو : "من اگر جای آراگونس بودم اصلا به کشیش شدن فکر نمی‌کردم. او در آستانه 70 سالگی بهتر است به جای این حرفها کمی از زندگی اش لذت ببرد!"
  • بهترین نصیحت ورزشی سه‌شنبه 16 خرداد 1391 11:01
    سؤال از یورگن کلینزمن بهترین نصیحتی که در طول عمرت شنیده ای چه بوده؟ پاسخ: در هر بازی، از فوتبال لذت ببر و به فکر مسایل حاشیه ای نباش. فکر کن که مسابقه ای در کار نیست و برای تفریح بازی کن.
  • سرباز ارشد! شنبه 11 آبان 1387 07:29
    Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 سلام. مدت زیادی است که ننوشته ام. با این حال، به همه سر زدم و نظرات را هم جواب دادم. و اما در این مدت چه گذشت؟ به ادامه مطلب مراجعه کنید تا خلاصه ای از اتفاقات چند ماهه اخیر را برایتان بگویم. با وجود آن که در آزمون کارشناسی ارشد، مجاز به انتخاب رشته شدم اما این بار، ریسک نکردم و به...
  • همیشه پای یک ژن در میونه! سه‌شنبه 15 مرداد 1387 06:40
    هفته نامه همشهری خانواده در شماره 69 خود مطلبی داشت تحت عنوان " همیشه پای یک ژن در میان است " که این تیتر ما را به یاد فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" ساخته کمال تبریزی می اندازد. اما چیزی که برای من جالب است این است که در زبان کردی به زن می‌گویند ژن !
  • تلخ و شیرین تنبیه دانش آموزی (۲) چهارشنبه 15 خرداد 1387 03:27
    سالروز رحلت جانگداز امام خمینی (ره) و واقعه 15 خرداد تسلیت باد! دومین مورد هم به همان زمان ‌ ها برمی‌گردد. سر راه مدرسه ما کتابخانه ای بود که به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تعلق داشت. با برادرها و یکی دو تا از بچه محل ‌ ها و همکلاسی ‌ ها به عضویت آنجا درآمده بودیم. هر روز که به مدرسه می‌رفتیم، سر راه، به...
  • کلوبلاگفا دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 02:59
    سلام. این روزها چه قدر هوا گرم شده! چه خبر دوستان؟ ایام به کام است؟ چند هفته ای است که بلاگ اسکای امکان درج ادامه مطلب را برای وبلاگ نویسان فراهم کرده است. بهتر است ما هم از این امکان استفاده کنیم تا دسترسی به مطالب وبلاگ آسان تر شود. با کلیک بر روی ادامه مطلب، در این باره خواهید خواند: حادثه طبس ، انتخابات مرحله دوم...
  • تلخ و شیرین تنبیه دانش آموزی (۱) دوشنبه 19 فروردین 1387 08:45
    تنبیه دانش آموزان با چوب و ترکه در سیستم آموزشی ما رواج دیرینه داشته و هنوز هم در بعضی جاها دارد. خود من به ندرت اتفاق افتاد که به خاطر انجام ندادن تکلیف از معلم چوب بخورم. اما کافی بود یکی توی کلاس حرکتی بکند تا مبصر به آقا معلم بگوید و او نیز کل کلاس را از دم با چوب بنوازد! خیلی جالب بود: از شاگرد اول کلاس چوب می...
  • درستون تموم شد؟ چهارشنبه 7 فروردین 1387 08:36
    این روزها تبریک زیاد می‌شنوم. گذشته از تبریک نوروز و هفته وحدت٬ تبریک فارغ التحصیلی هم لطف خود را دارد. این سٶال را هم این روزها زیاد جواب می‌دهم: «درستون تموم شد؟» «بله٬ چهار سالِ لیسانس تموم شد. اما حکایت همچنان باقی است.» یاد مجله همشهری جوان افتادم. یکی دو ماه پیش که صحبت از رشته های دانشگاهی شده بود نوشته بود:...
  • فقط لبخند می‌زد! دوشنبه 27 اسفند 1386 08:20
    به لطف خدا چهار سال تحصیل ما در دانشگاه قم به پایان رسید. (الان یک ماهی می‌شود). امتحان کارشناسی ارشد را نیز به طور آزمایشی شرکت کردیم. (آزمایشی٬ چون خیلی آمادگی نداشتیم و چشم به سال آینده دوخته ایم). روزهای تحصیل در دانشگاه هم می‌رود که به خاطرات بپیوندد. روزهای خوب و بدی که تلخی‌ها و شیرینی‌های خاص خود را داشت. از...
  • تجربه ای تکرار ناشدنی پنج‌شنبه 23 اسفند 1386 03:20
    در هفته ای که گذشت خبر درگذشت دو تن از دوستان و نزدیکان را شنیدم. یکی از آن‌ها یک سال بود که بیمار بود و در اثر بیماری درگذشت. دیگری اما سالم بود و این‌طور که می‌گفتند شب که خوابیده بود٬ دیگر طلوع خورشید را ندیده بود. خروج روح از بدن در خواب شبانه. خدا رحمتشان کند. در مراسم تشییع جنازه یکی از آن‌ها شرکت کردم و همراه...
  • بچه‌ها دوست‌داشتنی‌اند! دوشنبه 6 اسفند 1386 07:56
    فکر می‌کنم جذاب ترین مرحله زندگی بچه‌ها - در نظر کسانی که شاهد رشد آنها هستند- مرحله‌ای است که طی آن بچه‌ها شروع به حرف زدن می‌کنند. در این مرحله اتفاقات جذابی می‌افتد. اول ٬ بچه‌ها کلمات را به گونه‌ای شیرین و جالب ادا می‌کنند. بی‌مناسبت نیست چند نمونه عینی را از خواهرزاده‌ام نقل کنم. او به جای " اینو ببین"...
  • آدم باهوش و معلم پرورشی شنبه 8 دی 1386 21:47
    جمعه شبی، در اتاق، صحبت از تنبیه بدنی دانش آموزان شد و من هم جریان کمربند خوردنم را برای بچه ها تعریف کردم. گفتم که چطور سر خنده من همه به استثنای یک نفر کتک خوردند. قرار بود آن یک نفر که کتک نمی خورد خودم باشم (چون کل کلاس حاضر شد به جای من تنبیه شود) اما آن یک نفر کسی جز دوست صمیمی ام نبود که آن روزها با هم قهر...
  • 90
  • صفحه 1
  • 2
  • 3